شاید از این به بعد فقط اینجا
از مرگ میخوام حرف بزنم.ناراحت نشید.مرگ
آدما ناراحت کننده است.اما مرگ رابطه ها خیلی بیشتر تاثر برانگیزه. رابطه های نازنینی که یه زمانی
احترام داشت.ارزش
داشت....مرگ یه نفر زمانی که باهاش رابطه داریم به مراتب
وحشتناک تره. مادر و فرزندی، زن وشوهری، پدر و فرزندی،
دوتا دوست ، یا هر چیز دیگه ای....حالا یه پله میریم بالاتر، این رابطه یه رابطه ی
ساده نباشه.یه چیزی توش شناوره. یه چیزی به اسم عشق...این کارو سخت تر می کنه. مرگ
یه رابطه ای که توش عشق هم هست. توی تاریخ هزاران هزار بار اتفاق افتاده و باز هم
می افته. حالا این مرگ چه با مرگ یکی از دو نفره یا با مرگ احساس بین اون دونفر. که
اولی توفیر داره به دومی. یه جایی شنیدم که هیچ عشق و هیچ دلبستگی تو دنیا به
اندازه ی عشق و دلبستگی بین نوزاد و سینه ی مادرش نیست.اما زمانش که فرا می رسه
نوزاد باید با این همه دلبستگی، جدا بشه.فکر کنم اولین ضربه روحی رو هر آدمی تو
اون سن می بینه...خیلی از بچه ها دچار کمبود عاطفی می شن.خیلی هاشون لج می کنن
و....با خودم می گم بچه که بودم اون جدایی رو تحمل کردم.......

